X
تبلیغات
حسابداری ارشد دانشگاه اصفهان - عوامل مؤثر بر مدیریت سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس تهران

عوامل مؤثر بر مدیریت سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس تهران

دکتر سید حسین سجادی[1]، دکتر محسن دستگیر[2]، دکتر حسن فرازمند[3]، حمیدرضا حبیبی[4]

 

چکیده

    در این تحقیق عوامل موثر بر مدیریت سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بررسی شده است. این مطالعه­ی بر اساس طرح تحقیق نیمه تجربی انجام شده است و برای تجزیه و تحلیل داده­ها از شاخص های آماری مدل رگرسیون لجستیک، ضریب همبستگی، کای دو و همچنین مقایسه­ی میانگین ها استفاده شده است.

    بر اساس نتایج تحقیق در سطح معناداری پنج درصد، عواملی مانند تغییر در عملکرد شرکت و پیش بینی رشد سود های آینده­ی شرکت با مدیریت سود رابطه­ی مستقیم دارد. اما، بین مدیریت سود و پارامترهایی نظیر اندازه­ی شرکت و ساختار مالکیت آن، رابطه­ی معنی داری وجود ندارد.

طبقه بندی JEL: 32c، 01c، 21c ، 13c ، 12 c

واژه های کلیدی: مدیریت سود، اندازه­ی شرکت، ساختار مالکیت، عملکرد شرکت، پیش بینی رشد سودهای آینده.

 

1.مقدمه

      به اعتقاد اسچیپر( 1989) مدیریت سود مداخله­ی هدفمند در فرآیند گزارشگری مالی برون سازمان شرکت به قصد کسب منافع شخصی است. بلکویی( 2004)  معتقد است مدیریت سود بخشی از حسابداری طراحی شده است. یعنی ایجاد هدف و تصویر از پیش ساخته برای انتقال اطلاعات با به کارگیری اطلاعات حسابداری است. هموار سازی سود، مدیریت سود، حسابداری ساختگی و قصورهای سیستم حسابداری جنبه های مختلف حسابداری طراحی شده هستند.

      طبق تحقیقات دیجورج و دیگران( 1999) سرمایه گذاران و مدیران شرکت ها به دقت به گزارشگری سود شرکت توجه می­کنند. مدیریت از اهمیت سود برای ذی نفعان شرکت آگاهی دارد و پاداش خود را پیامد طبیعی سود حسابداری می­داند. نتایج تحقیق بال و براون (1968) نشان داد که تغییرات سود حسابداری و قیمت سهام هم جهت و مرتبط هستند. یعنی اطلاعات سود حسابداری دربرگیرنده­ی عواملی است که بر قیمت سهام موثر بوده و می­تواند سودمند واقع شود.

     تحقیقات متعدد (داروق و دیگران، 1998؛ دچو و اسکینز، 2000؛ اسچیپر، 1998؛ فیلدز و دیگران، 2001؛ نلسون و دیگران، 2002) نشان داده است دریافت پاداش، قراردادهای وام، بازار سرمایه، هموار سازی سود و پارامترهای سیاسی از مهم ترین انگیزه های مدیریت سود هستند.

    هیلی و واهلن (1999) معتقدند مدیریت سود زمانی انجام می­شود که مدیران، قضاوت و سلیقه­ی خود را در گزارشگری مالی با هدف گمراه کردن کاربران اطلاعات مالی به کار ببرند. در این حالت، مدیران روش هایی در سیستم حسابداری و گزارشگری سود انتخاب می­کنند که منعکس کننده­ی اوضاع واقعی اقتصادی شرکت نیستند.

   از دیدگاه دیجورج و دیگران (1999) مدیریت سود هم در دامنه­ی گزارشگری مالی و حسابداری تعهدی و هم در سایر فعالیت ها و اقدام های مدیریت صورت می گیرد. اما، بیشتر محققانی نظیر هیلی ( 1985) ، اسچیپر (1989) و بلکویی ( 2004) مدیریت سود را بیشتر در محدوده­ی گزارشگری مالی و حسابداری تعهدی امکان پذیر می­دانند. فاما و جنسن (1983) و بیتی و دیگران ( 2002) معتقدند شرکت های سهامی عام به دلیل تئوری نمایندگی در مقایسه با شرکت های سهامی خاص انگیزه های بیشتری برای اجرای مدیریت سود دارند.

     نتایج تحقیق هاکرمن و زمیجوسکی (1979) نشان داد مدیران شرکت هایی که پاداش خود را بر مبنای سود حسابداری دریافت می­کنند، برای بیشتر نشان دادن سود از روش های حسابداری افزایش دهنده­ی سود استفاده می­کنند.

 

2. مبانی نظری و پیشینه­ی تحقیق

   در این تحقیق پارامترهایی مانند اندازه­ی شرکت، ساختار مالکیت،  تغییر در عملکرد شرکت و پیش بینی رشد سود های آینده­ی شرکت به عنوان عوامل موثر بر مدیریت سود بررسی   شده اند. اینک تحقیقات مربوط به هر یک از پارامترهای مزبور به اختصار بیان می­شوند.

0201 اندازه­ی شرکت

    موزز (1987) معتقد است هر چه اندازه­ی شرکت بزرگتر باشد، مدیران این شرکت ها انگیزه­ی بیشتری برای مدیریت سود خواهند داشت. زیرا، با بزرگ­تر شدن شرکت ها، مسئولیت پاسخ گویی مدیران در مقابل ذی نفعان بیشتر، افزایش می یابد. بیتی و دیگران(2002) به این نتیجه رسیدند شرکت های بزرگ­تر در مقایسه با شرکت های کوچک تر، از مدیریت سود بیشتری استفاده می­کنند.

ماتسوموتو (2002)، بارتون و سیمکو (2002) و فرانکل و دیگران (2002) معتقدند هر چه اندازه­ی شرکت بزرگ­تر شود، احتمال دست یابی ساختگی به شاخص از قبل تعیین شده سود افزایش می­یابد.


0202 ساختار مالکیت

     بلک (1992) معتقد است مدیران شرکت هایی که مالکان متعدد دارند و از سهامداران عمده برخوردار نیستند، انگیزه­ی بیشتری برای مدیریت سود دارند. زیرا، هزینه­ی پردازش اطلاعات برای سهامداران جزء توجیه اقتصادی ندارد. در نتیجه، آنان مجبورند به اطلاعات سود و زیان گزارش شده توسط مدیریت شرکت­ها اتکا کنند.

    برگستاهلر و دیچو (1997) نتیجه گرفتند سرمایه گذاران شرکت های دارای مالکان متعدد و فاقد سهامداران عمده به جای پردازش دقیق اطلاعات مورد نیاز خود، بر معیارهای کم هزینه­یی مانند شاخص های مبتنی بر سود اتکا می­کنند. آنان معتقدند هر چه تعداد سهامداران جزء یک شرکت بیشتر باشند، احتمال اتکا بر شاخص های ساده­ی سود افزایش می­یابد. در نتیجه، در این حالت اتکا بر شاخص های سود باعث افزایش احتمال مدیریت سود می شود. در پایان، برگستاهلر و دیچو به این نتیجه رسیدند که در شرکت های دارای سهامداران متعدد و متنوع در مقایسه با شرکت های دارای سهامداران عمده، احتمال انجام مدیریت سود بیشتر است.

     بیتی و دیگران(2002) به این نتیجه رسیدند که در شرکت های سهامی خاص که مالکیت آنها متعلق به چند نفر است، احتمال انجام مدیریت سود در مقایسه با شرکت های سهامی عام، بیشتر است. بهاتاچاریا (2001) معتقد است گروهی از فعالان بازار سرمایه به ویژه سهامداران جزء شرکتهای سهامی که دارای تحلیل گران مالی کافی نیستند، بر شاخص های ساده­ی سود اتکای بیشتری می­کنند.

    دچو و دیگران(1996) معتقدند شرکت هایی که تعداد اعضای هیأت مدیره­ی آنها زیاد است و این اعضا نیز عمدتاً موظف هستند، در مقایسه با دیگر شرکت ها، از مدیریت سود، بیشتر استفاده می­کنند. همچنین، آنان به این نتیجه رسیدند احتمال انجام مدیریت سود در      شرکت هایی که مدیر مالک آن نیز هست، کمتر از شرکت های دیگر است.

    داروق و دیگران (1998) معتقدند بین ساختار مالکیت و مدیریت سود رابطه وجود دارد. ساختار مالکیت نیز در شرکت های مختلف متفاوت است. در آمریکا بخش اعظم سهام     شرکت­ها، متعلق به موسسات مالی و شرکت های سرمایه گذاری است. شرکت های سرمایه گذاری و سرمایه گذاران جز دارای افق سرمایه گذاری کوتاه مدت هستند. اما، شرکت های هلدینگ دارای افق سرمایه گذاری بلند مدت هستند. آنان نتیجه گرفتند اگر سهامداران دارای افق سرمایه گذاری کوتاه مدت، سهامداران عمده­ی یک شرکت را تشکیل دهند، احتمال انجام مدیریت سود در این شرکت ها زیاد است.

  به اعتقاد پورتر (1992) در شرکت هایی که سرمایه گذاران نهادی بخش عمده­ی مالکیت شرکت را به عهده دارند، به دلیل این که آنان بر سودهای نزدیک به سودهای پیش بینی شده تاکید می­کنند، احتمال انجام مدیریت سود در مقایسه با دیگر شرکت ها بیشتر است. پورتر بیان می­کند مدیران چنین شرکت هایی از هزینه های عدم دستیابی به سودهای مورد نظر سرمایه گذاران نهادی آگاه هستند. بنابراین، سعی می­کنند با مدیریت سود، به شرایط مورد نظر سرمایه گذاران مزبور برسند.

    ماتسوموتو (2002) به این نتیجه رسید شرکت هایی که عمده­ی سهام آنها متعلق به سرمایه گذاران نهادی است، با احتمال بیشتری از مدیریت سود برای دستیابی به شاخص از پیش تعیین شده (سود) استفاده می­کنند. بوشی (1998) معتقد است احتمال انجام مدیریت سود در شرکت هایی که مالکیت به طور عمده متعلق به سرمایه گذاران نهادی است، در مقایسه با دیگر شرکت ها، بیشتر است. زیرا، رفتار سرمایه گذاران نهادی متغیر و موقتی است و هدفشان حفظ و نگهداری سهام برای یک دوره­ی کوتاه مدت است.

    بارتون و سمیکو (2002) و فرانکل و دیگران(2002) نیز به این نتیجه رسیدند که ساختار مالکیت بر مدیریت سود موثر است و انگیزه­یی قوی برای انجام آن است.

 

0203 تغییر در عملکرد شرکت

   عملکرد شرکت را می­توان با استفاده از شاخص های متعددی مانند تغییر در میزان فروش، تولید، جریان نقدی، نسبت بازده­ی حقوق صاحبان سهام و نسبت بازده­ی دارایی ها اندازه گیری کرد. آباربانل و لیهاوی (2001) و اسکینر و اسلوان (2001) به این نتیجه رسیدند که تفاوت بین سود واقعی و شاخص از قبل تعیین شده (سود پیش بینی شده) با افزایش عملکرد شرکت، افزایش می­یابد. آنان به این نتیجه رسیدند که میزان عملکرد بر مدیریت سود موثر است.

    ماتسوموتو (2002) عملکرد را بر مبنای میزان تغییر در تولید سنجیده و به این نتیجه رسید که میزان تولید با مدیریت سود رابطه دارد. فرانکل و دیگران (2002) نسبت بازده­ی دارایی ها را به عنوان شاخص اندازه گیری عملکرد شرکت در نظر گرفتند و به این نتیجه رسیدند که نسبت مزبور بر مدیریت سود موثراست.

    بیتی و دیگران (2002) میزان تغییر در سودآوری شرکت را با استفاده از میزان تغییر در جریان نقدی اندازه گیری کرده و اعلام نمودند احتمال مدیریت سود در بانک های دارای تغییر مثبت در جریان نقدی، بیشتر از دیگر بانک ها است. مک نیکولز (2000) و بارتون و سیمکو (2002) شاخص اندازه گیری عملکرد را نسبت  بازده­ی حقوق صاحبان سهام و میزان فروش شرکت انتخاب کردند و به این نتیجه رسیدند که هر دو شاخص مزبور با مدیریت سود رابطه دارند. دچو و دیچو (2002) اعتقاد دارند میزان فروش بر مدیریت سود موثر است.

    دفاند و جیامبالو (1994) و دی آنجلو و دیگران (1994) در تحقیقاتی نشان دادند تغییر در عملکرد شرکت با مدیریت سود رابطه دارد.

  دچو و دیگران (1995) معتقدند برای این که مدل های مدیریت بتوانند قدرت پیش بینی بهتری داشته باشند، باید شاخص تغییر در عملکرد شرکت را مدنظر قرار دهند.

 

0204پیش بینی رشد سود های آینده­ی شرکت

   غالباً پیش بینی می­شود شرکت هایی که از رشد مداوم سود طی چند سال متوالی برخوردار هستند، در آینده نیز به این روند ادامه دهند. بارث و دیگران (1992) به این نتیجه رسیدند سهام شرکت هایی که از رشد مداوم سود  طی چند سالی متوالی برخوردار هستند، به مبلغی بیش از سهام شرکت هایی که دارای چنین رشدی نیستند، ارزش گذاری می شوند. هنگامی که این رشد متوقف می­شود، ارزش سهام شرکت های مزبور به شدت سقوط می­کند. این موضوع انگیزه­ی زیادی برای انجام مدیریت سود ایجاد می­کند. در این حالت، هدف مدیریت سود جلوگیری از کاهش سود و ارزش سهام اینگونه شرکت هاست.

   اسکینر و اسلوان (2001) معتقدند واکنش منفی بازار سرمایه به عدم دستیابی به شاخص از پیش تعیین شده سود شرکت هایی که از رشد مداوم برخوردار بوده اند، در مقایسه با      شرکت های فاقد چنین رشدی، شدیدتر و نامتقارن­تر است. یعنی شرکت های دارای رشد مداوم سود، در نتیجه­ی عدم دستیابی به شاخص از پیش تعیین شده­ی سود، کاهش شدیدتر قمیت سهام را تجربه خواهند کرد. بنابراین، مدیران اینگونه شرکت ها انگیزه­ی بیشتری برای انجام مدیریت سود خواهند داشت.

  لاکنیشک (1994) معتقد است سرمایه گذاران در باره­ی شرکت های دارای رشد مداوم سود آوری به شکل غیر عادی خوشبین هستند. لذا، رشد قیمت سهام اینگونه شرکت ها نسبت به دیگر شرکت ها بیشتر است. زمانی که خوش بینی سهامداران مزبور در نتیجه­ی عدم دستیابی به رشد سودهای آینده تعدیل می­شود، قیمت سهام این شرکت­ها به شدت سقوط می­کند. لذا مدیران شرکت های مزبور برای جلوگیری از سقوط قیمت سهام خود، انگیزه­ی زیادی برای اجرای مدیریت سود دارند.

  کالینز و کنری (1998)  در تحقیق خود نشان دادند واکنش بازار به اعلام سود شرکت های دارای رشد مداوم سود در مقایسه با شرکت های فاقد این رشد، شدیدتر است. لذا، همین عامل مدیران شرکت ها را وارد می­سازد تا با مدیریت سود، واکنش بازار را تعدیل کنند.

   مک نیکولز (2000) معتقد است عامل پیش بینی رشد سودآوری آینده شرکت در مدل جونز (1991) نادیده گرفته شده است و باید به عنوان یک متغیر تأثیر گذار بر مدیریت سود در نظر گرفته شود.

  کی (2001)، بارتون و سیمکو (2002)، فرانکل و دیگران (2002) و ماتسوموتو (2002) معتقدند پیش بینی رشد سودهای آینده­ی شرکت بر مدیریت سود موثر است. آنان به این نتیجه رسیدند که با افزایش احتمال رشد سود، احتمال استفاده از مدیریت سود نیز افزایش  می­یابد. زیرا، در صورت عدم انجام مدیریت سود، انتظارات مثبت سرمایه گذاران نسبت به  آینده­ی شرکت کاهش می­یابد.

 

3. فرضیه های تحقیق

   بر اساس مبانی نظری، وضعیت موجود و ادبیات تحقیق چهار فرضیه به شرح زیر تدوین شد:

فرضیه­ی اول: اندازه­ی شرکت بر مدیریت سود موثر است.

فرضیه­ی دوم: ساختار مالکیت شرکت بر مدیریت سود موثر است.

فرضیه­ی سوم: تغییر در عملکرد شرکت بر مدیریت سود موثر است.

فرضیه­ی چهارم: پیش بینی رشد سود های آینده­ی شرکت بر مدیریت سود موثر است.

 

4. جامعه و نمونه­ی آماری

   جامعه­ی مورد نظر تحقیق شرکت هایی بودند که تا پایان سال 1380 به عضویت بورس اوراق بهادار تهران پذیرفته شده­اند و این عضویت تا پایان سال 1382 ادامه داشته است. دلیل انتخاب این دوره زمانی این بوده است که بورس اوراق بهادار تهران در سالهای 1379 تا 1382 از رونق کافی برخوردار بوده است و شرکت های بورسی انگیزه ی لازم را برای اعمال روشهای افزایش سود داشتند زیرا، در مدل مدیریت سود فرض بر این است که مدیریت شرکتها با انجام تدابیر لازم و مداخله ی هدفمند در سود، سعی می کنند سود مورد انتظار بازار را محقق ساخته یا حتی از آن عبور کنند. همچنین، شرکت هایی که طی دوره­ی مزبور دارای سود هر سهم مثبت نبوده و سهامشان نیز طی دوره­ی مورد نظر معامله نشده بود، از جامعه­ی تحقیق حذف شدند.

  پس از تعیین شرکت های مناسب برای نمونه گیری و تعیین نمونه­ی مقدماتی، نمونه­ی مورد نظر به شکل تصادفی از طریق فرمول:   

                                                            

 

 

 به تعداد 35 شرکت به دست آمد. طبق نظریه های آماری به دلیل این که با افزایش حجم نمونه، تورش یا اریب پارامترهای برآورد شده در نمونه کمتر می شود، تعداد شرکت­های انتخاب شده از  جامعه­ی آماری به چهل و پنج شرکت افزایش یافت. و اطلاعات چهار سال (1380-1379) شرکتهای مزبور گردآوری شد. شرکت های جامعه و نمونه­ی آماری در جدول شماره­ی (1) نشان داده شده است.


جدول شماره­ی (1) جامعه و نمونه­ی آماری

ردیف

نوع صنعت

جامعه­ی آماری

نمونه­ی آماری

1

ساخت مواد شیمایی

53

8

2

صنایع غذایی

43

6

3

صنایع کانی غیر فلزی

31

5

4

ماشین آلات

27

4

5

وسایط نقلیه

22

4

6

واسطه گری مالی

19

4

7

محصولات فلزی فابریکی

16

2

8

ساخت فلزات اساسی

16

3

9

محصولات پلاستیکی

13

2

10

دستگاههای برقی

9

1

11

کاغذ و محصولات کاغذی

9

1

12

رادیو و تلویزیون

5

1

13

ساخت منسوجات

26

-

14

سایر صنایع

19

4

جمع

 

318

45

 

5. مدل تحقیق

    در این تحقیق مدل رگرسیون در قالب الگوی ریاضی لجستیک مورد استفاده قرار گرفته است.

 تصریح مدل مزبور به شرح زیر است:

 

 


که در آن:

SALES-GRW متغیر مستقل عملکرد شرکت است که بر اساس تغییر در درصد فروش سال مورد نظر نسبت به سال قبل از آن برای هر یک از سال های 1380 لغایت 1382 محاسبه شده است.

MKT-CAP متغیر مستقل اندازه­ی شرکت است که بر اساس لگارتیم طبیعی ارزش بازار حقوق صاحبان سهام شرکت برای هر یک از سال های تحقیق تعیین شده است.

M/B متغیر مستقل پیش بینی رشد سودهای آینده­ی شرکت است که بر اساس نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری سهام برای هر یک از سالهای 1380 لغایت 1382 محاسبه شده است.

OWN% متغیر مستقل ساختار مالکیت شرکت است که بر اساس مجموع درصد تملک سهام شرکت توسط سازمان­ها، نهادها، شرکت ها و سایر اشخاص حقوقی تعیین شده است.

1=p ، اگر سود هر سهم سال جاری برابر یا بیش از سود هر سهم سال گذشته باشد، نشان      دهنده­ی وجود مدیریت سود است.

1=p-1 ، اگر سود هر سهم سال جاری کمتر از سود هر سهم سال گذشته باشد، نشان دهنده­ی عدم وجود مدیریت سود است.

 

0501 آزمون معناداری کلی مدل تحقیق

   برای تعیین معنا داری کلی مدل، از آزمون های گام به گام ضرایب مدل استفاده شد. برای این که نتایج حاصل از رگرسیون قابل اتکا باشد، باید مدل رگرسیون بر ارزش شده در کل معنا دار باشد. بنابراین، برای آزمون معنا داری کلی مدل از فرض زیر استفاده شد:

حداقل یکی از ضرایب مدل رگرسیون صفر نیست نیست

 

 

 

 

    با توجه به داده های جدول شماره­ی (2) در سطح معناداری پنج درصد، به دلیل این که     آماره­ی آزمون در ناحیه­ی رد  قرار گرفته است بنابراین، دلیلی برای رد معنا داری کلی مدل وجود ندارد.

    لازم به توضیح است که تأیید معنا داری مدل، بر مبنای رگرسیون رو به عقب صورت گرفت. در این رگرسیون ابتدا تمام متغیرهای مستقل وارد مدل شده و سپس متغیر هایی که بر متغیر وابسته      بی تأثیر یا کم تأثیر بوده اند، از مدل حذف شدند. برای افزایش روایی تحقیق از رگرسیون رو به جلو نیز استفاده شد. این رگرسیون بر خلاف رگرسیون رو به عقب، عمل می­کند.

     نتایج به دست آمده بر مبنای این رگرسیون نیز بیانگر معنا داری کلی مدل بوده است. یعنی بر اساس هر دو روش، متغیر های مستقل تغییر در عملکرد شرکت و پیش بینی رشد سودهای آینده­ی شرکت به عنوان عوامل موثر بر مدیریت سود شناخته شده اند. نتایج آزمون معناداری کلی مدل در جدول شماره­ی (2) ارایه شده است.

 

جدول شماره­ی (2) آزمون های گام به گام ضرایب مدل

گام های مدل

کای دو

بهبود کای دو

درجه­ی آزادی

سطح معنی داری

گام اول

660/47

-

4

000/0

گام دوم

927/46

739/-

3

000/0

گام سوم

257/45

675/1-

2

000/0

 

 

0502 بررسی همبستگی

     برای بررسی هر یک از گام های سه گانه­ی مزبور، بررسی همبستگی بین متغییر وابسته و مستقل بر اساس ضریب همبستگی کاکس- نل و ناگلکرک انجام شده و نتایج آن در جدول   شماره­ی (3) ارایه شده است.

     بر اساس داده های جدول مزبور، هنگامی که هر چهار متغیر مستقل در گام اول وارد مدل شدند، ضریب همبستگی به ترتیب 347/0 و 472/0 بوده است. با حدف متغیرهای کم اثر یا       بی تأثیر، این ضریب به 332/0 و 453/0 کاهش یافته است. یعنی حذف دو متغیر اندازه­ی شرکت و ساختار مالکیت تأثیر چندانی بر میزان ضریب همبستگی بین متغیر وابسته و متغیرهای مستقل باقی مانده در مدل ندارد.

   جدول شماره­ی (3) نتایج آزمون همبستگی بین متغیرهای مستقل و وابسته

گام های مدل

ضریب همبستگی    کاکس- نل

ضریب همبستگی ناگلکرک

گام اول

347/0

472/0

گام دوم

342/0

467/0

گام سوم

332/0

453/0

 

0503 آزمون متغیر های مستقل

 50301 آزمون فرضیه­ی اندازه­ی شرکت

 پس از انجام تجزیه و تحلیل و آزمون داده ها مدل رگرسیون زیر به دست آمد:

گام اول:

                 

گام دوم:

  

 

 

 

 

 

 

 

برای سنجش اندازه­ی شرکت از معیار ارزش بازار حقوق صاحبان سهام استفاده شد. برای آزمون فرضیه­ی اندازه­ی شرکت، فرض برابری میانگین دو حالت صفر و یک به شرح زیر تدون شد:

: میانگین ارزش بازار حقوق صاحبان سهام برای دو حالت صفر و یک برابر است.

: میانگین ارزش بازار حقوق صاحبان سهام برای دو حالت صفر و یک برابر نیست.

  آزمون میانگین تحت برابری و نابرابری واریانس نیز بر اساس فرض زیر انجام شد:

: واریانس ارزش بازار حقوق صاحبان سهام برای دو حالت صفر و یک برابر است.

: واریانس ارزش بازار حقوق صاحبان سهام برای دو حالت صفر و یک برابر نیست.

    نتایج به دست آمده در جدول شماره­ی (4) ارایه شده است. براساس داده های جدول مزبور، نتایج آزمون واریانس نشان دهنده­ی 614/1=F  و 206/0= P.V است. بر این اساس، در سطح معناداری 5 درصد، تفاوت بین واریانس متغیر مستقل اندازه­ی شرکت برای حالت صفر و یک معنی دار نیست.

 همچنین، بر اساس جدول مزبور، نتایج آزمون برابری میانگین بیانگر 758/2=T و 007/0= P.V است. بنابراین، در سطح معناداری 5 درصد، تفاوت بین میانگین متغیر مستقل اندازه­ی شرکت برای حالت صفر و یک معنادار است.

جدول شماره­ی (4) آزمون برابری میانگین و واریانس برای اندازه­ی شرکت

فرض ها

آزمون برابری واریانس

آزمون t برای برابری میانگین

آماره­ی F

سطح اهمیت

آماره­ی t

درجه­ی آزادی

سطح اهمیت

فرض برابری واریانس

16/1

206/0

758/2-

133

007/0

فرض نابرابری واریانس

-

-

88/2-

120

005/0

                        

   برای تعیین رابطه­ی علت و معلولی بین اندازه­ی شرکت و مدیریت سود، فرض های آماری زیر نیز تدوین شد:

: اندازه­ی شرکت بر مدیریت سود موثر نیست.

: اندازه­ی شرکت بر مدیریت سود موثر است.

   برای آزمون فرض های مزبور از آماره­ی والد استفاده و نتایج آن در جدول شماره­ی (5) ارایه شده است.

  همان طوری که در جدول مزبور مشاهده می­شود، در گام اول متغیر مستقل اندازه­ی شرکت از مدل حذف نمی­شود زیرا، متغیر دیگری وجود دارد که دارای معناداری آماری کمتری نسبت به متغیر اندازه­ی شرکت است. ابتدا آن متغیر حذف و در گام دوم متغیر اندازه­ی شرکت حذف       می­شود. بنابراین، متغیر مستقل اندازه­ی شرکت از شرط ورود به مدل نهایی برخوردار نیست.

  به دلیل این که p-value جدول شماره­ی (5) بزرگ­تر از 5 درصد است، فرض  رد نمی­شود. یعنی اندازه­ی شرکت بر مدیریت سود موثر نیست.

  علاوه براین، در جدول مزبور) EXP( درگام اول 231/1 است. یعنی احتمال وقوع مدیریت سود با فرض وجود اندازه­ی شرکت به عنوان متغیر مستقل 231/1 برابر بیش از احتمال عدم وقوع مدیریت سود است. در گام دوم عدد مزبور 274/1 است. یعنی احتمال ارتباط مدیریت سود با   اندازه­ی شرکت 274/1 برابر بیش از احتمال رابطه­ی بین عدم مدیریت سود و اندازه­ی شرکت است.

 

 

جدول شماره­ی (5) نتایج آزمون فرضیه­ی اندازه­ی شرکت

                                   

گام های مدل

آماره­ی والد

EXW

S.E

P-Value

نتیجه

گام اول

126/1

208/0

231/1

196/0

289/0

رد 

گام دوم

584/1

242/0

274/1

192/0

208/0

رد

 

 

50302 0 آزمون فرضیه­ی ساختار مالکیت

    پس از انجام تجزیه و تحلیل و آزمون داده ها، مدل اولیه­ی رگرسیون که متغیر مالکیت در آن قرار دارد، به شرح زیر به دست آمد:

گام اول:                                                         

   

 

 

 

با توجه به این که متغیر مستقل ساختار مالکیت از ضعیف ترین تأثیر بر مدیریت سود برخوردار است،  وارد مدل نهایی نخواهد شد. زیرا، در اولین گام حذف شده است.  

  برای آزمون برابری یا نابرابری واریانس متغیر ساختار مالکیت فرضیه­ی زیر تدوین شد:

: واریانس درصد مالکیت شخصیت حقیقی و حقوقی در حالت صفر و یک، برابر است.

: واریانس درصد مالکیت شخصیت حقیقی و حقوقی در حالت صفر و یک، برابر نیست.

     نتایج آزمون مندرج در جدول شماره­ی (6) بیانگر 577/4=F  و 34/0=p.value است. به عبارت دیگر، در سطح معنا داری 5 درصد، تفاوت بین واریانس متغیر مستقل درصد مالکیت شخصیت حقیقی و حقوقی برای حالت های صفر و یک معنا دار است. بنابراین، فرض  رد    نمی­شود.

                          جدول شماره­ی (6) نتایج آزمون فرضیه­ی اندازه­ی شرکت

فرض ها

آزمون برابری واریانس

آزمون t برای برابری میانگین

آماره­ی F

سطح اهمیت

آماره­ی t

درجه­ی آزادی

سطح اهمیت

فرض برابری واریانس

577/4

034/0

941/1-

127

055/0

فرض نابرابری واریانس

-

-

816/1-

41/81

073/0

 

 

 

 

 

      بر اساس نتایج مزبور، آزمون برابری میانگین تحت برابری و نابرابری واریانس نیز انجام و فرض آن به شکل زیر تدوین شد:

: میانگین درصد مالکیت شخصیت حقیقی و حقوقی در حالت های صفر و یک، برابر است.

: میانگین درصد مالکیت شخصیت حقیقی و حقوقی در حالت صفر و یک، برابر نیست.

   نتایج جدول شماره­­ی (6) نشان می­دهد 816/1- = t و 073/0=p-value  است. یعنی در سطح معناداری پنج درصد تفاوت بین میانگین درصد مالکیت شخصیت حقیقی و حقوقی برای حالت های صفر و یک، معنا دار نیست. بنابراین، فرض  رد نمی­شود.

   برای تعیین رابطه­ی علت و معلولی بین ساختار مالکیت و مدیریت سود فرض های آماری زیر در نظر گرفته شد:

: ساختار مالکیت بر مدیریت سود موثر نیست.

: ساختار مالکیت بر مدیریت سود موثر است.

    برای آزمون فرض های مزبور از آماره­ی والد استفاده شد و نتایج آن در جدول شماره­ی (7) ارایه شده است.

   همان طور که در جدول شماره­ی (7) نشان داده شده است، به دلیل این که 393/0= p-value   است. در سطح معنا داری پنج درصد فرض  رد می­شود. یعنی ساختار مالکیت بر مدیریت سود موثر نیست.

جدول شماره­ی (7) نتایج آزمون فرضیه­ی ساختار مالکیت

گام های مدل

آماره­ی والد

EXW

S.E

P-Value

نتیجه

گام اول

729/0

009/10

009/0

011/0

393/0

رد 

 

50303 0 آزمون فرضیه­ی تغییر در عملکرد شرکت

  پس از انجام تجزیه و تحلیل و آزمون داده ها، مدل رگرسیون مربوط به متغیر تغییر در عملکرد شرکت به شرح زیر به دست آمد:

گام اول:

گام دوم:

 

 

 

 

 

 


گام سوم:

 

 

 

 


 برای آزمون برابری یا نابرابری واریانس متغیر مزبور، فرضیه ی زیر تدوین شد:

: واریانس درصد تغییر مبلغ فروش برای دو حالت صفر و یک، برابر است.

: واریانس درصد تغییر مبلغ فروش برای دو حالت صفر و یک، برابر نیست.

 

                           جدول شماره­ی (8) آزمون برابری میانگین و واریانس برای عملکرد شرکت

 

فرض ها

آزمون برابری واریانس

آزمون t برای برابری میانگین

آماره­ی F

سطح اهمیت

آماره­ی t

درجه­ی آزادی

سطح اهمیت

فرض برابری واریانس

489/10

002/0

276/6-

126

000/0

فرض نابرابری واریانس

-

-

092/7-

123

000/0

 

 

     

 

 

نتایج آزمون نشان داده شده در جدول شماره­ی (8) بیانگر 489/10=F و 002/0= p-value  است. بنابراین، فرض  رد نمی شود. یعنی، در سطح معنا داری پنج درصد، تفاوت بین واریانس متغیر مستقل عملکرد شرکت برای حالت صفر و یک معنادار است.

  بر اساس این نتایج، آزمون برابری میانگین تحت برابری و نابرابری واریانس انجام و فرضیه­ی آن به شکل زیر تدوین شد:

: میانگین درصد تغییر مبلغ فروش برای دو حالت صفر و یک، برابر است.

: میانگین درصد تغییر مبلغ فروش برای دو حالت صفر و یک، برابر نیست.

    با توجه به نتایج منعکس در جدول شماره­ی (8) 092/7- = t و 000/0= p-value ، است. بنابراین، فرض  رد نمی­شود. یعنی، در سطح معناداری پنج درصد، تفاوت بین میانگین متغیر مستقل پیش بینی رشد سودهای آینده برای حالت صفر و یک معنادار است.

    برای تعیین رابطه­ی علت و معلولی بین عملکرد شرکت و مدیریت سود، فرضیه های آماری زیر در نظر گرفته شد:

: عملکرد شرکت بر مدیریت سود موثر نیست.

: عملکرد شرکت بر مدیریت سود موثر است.

  برای آزمون فرض مزبور از آماره­ی والد استفاده شد. نتایج آن نیز در جدول شماره­ی (9) ارایه شده است.

                                 جدول شماره­ی (9) نتایج آزمون فرضیه­ی عملکرد شرکت

گام های مدل

آماره­ی والد

EXW

S.E

P-Value

نتیجه

گام اول

126/1

476/6

6/649

542/1

000/

رد 

گام دوم

574/17

464/6

3/641

542/1

000/

رد 

گام سوم

669/17

469/6

645

539/1

000/

رد 

 

  همان طور که اطلاعات جدول شماره­ی (9) نشان می­دهند، به دلیل این که در هر سه گام       p-value برابر با صفر است، فرض  رد نمی­شود. یعنی در سطح معناداری پنج درصد عملکرد شرکت بر مدیریت سود موثر است.

   قابل ذکر است همان طور که پیش بینی می­شد بین مدیریت سود و عملکرد شرکت، رابطه­ی مستقیم برقرار است، یعنی انتظار می­رود با افزایش درصد تغییر در عملکرد شرکت، احتمال انجام مدیریت سود افزایش یابد.

 

50304 0 آزمون فرضیه­ی پیش بینی رشد سود های آینده

      پس از انجام تجزیه و تحلیل و آزمون داده ها، مدل رگرسیون مربوط به هر یک از سه گام به شرح زیر به دست آمد:

 گام اول:

 

 

 


گام دوم:

                        

 

 


گام سوم:

                                                 

 

    برای آزمون برابری یا نابرابری واریانس متغیر مزبور، فرضیه­ی زیر نیز تدوین شد:

: واریانس ارزش بازار به ارزش دفتری سهام برای دو حالت صفر و یک، برابر است.

: واریانس ارزش بازار به ارزش دفتری سهام برای دو حالت صفر و یک، برابر است.

 

جدول شماره­ی (10) آزمون برابری میانگین و واریانس برای پیش بینی رشد سود های آینده

فرض ها

آزمون برابری واریانس

آزمون t برای برابری میانگین

آماره­ی F

سطح اهمیت

آماره­ی t

درجه­ی آزادی

سطح اهمیت

فرض برابری واریانس

96/16

000/

690/3-

122

000/

فرض نابرابری واریانس

-

-

294/4-

120

000/

 

 

 

 

 

 

   همان طور که در جدول شماره­ی (10) نشان داده شده است، نتایج بیانگر                                  96/16- = F و 000/ = p-value است. بنابراین، فرض  رد نمی شود. یعنی، در سطح معناداری پنج درصد، تفاوت بین واریانس متغیر مستقل پیش بینی رشد سود های آینده برای حالت صفر و یک معنا دار است. بر اساس این نتایج، آزمون برابری میانگین تحت برابری و نابرابری واریانس انجام شد و فرض آن به شکل زیر تدوین شد:

: میانگین ارزش بازار به ارزش دفتری سهام برای دو حالت صفر و یک، برابر است.

: میانگین ارزش بازار به ارزش دفتری سهام برای دو حالت صفر و یک، برابر نیست.

      با توجه به داده های جدول شماره­ی (10) 94/4- = t و 000/ = p-value است. بنابراین، فرض  رد نمی­شود. یعنی، در سطح معناداری پنج درصد، تفاوت بین میانگین متغیر مستقل پیش بینی رشد سودهای آینده برای حالت صفر و یک معنادار است.

  برای تعیین رابطه­ی علت و معلولی بین پیش بینی سودهای آینده و مدیریت سود، فرضیه های آماری زیر در نظر گرفته شد:

: پیش بینی رشد سودهای آینده بر مدیریت سود موثر نیست.

: پیش بینی رشد سودهای آینده بر مدیریت سود موثر است.

 

   برای آزمون فرض مزبور از آماره­ی والد استفاده شد و نتایج آن در جدول شماره­ی (11) ارایه شده   

   است:

                   جدول شماره­ی (11) نتایج آزمون فرضیه­ی پیش بینی رشد سودهای آینده

  گام های مدل

آماره­ی والد

EXW

S.E

P-Value

نتیجه

گام اول

453/4

379/

460/1

179/

035/

رد 

گام دوم

409/5

413/

512/1

178/

020/

رد 

گام سوم

109/9

505/

675/1

167/

003/

رد 

 

      همان طور که اطلاعات جدول شماره­ی (11) نشان می­دهند، به دلیل این که در هر سه گام

 p-value کوچک تر از پنج درصد است، فرض  رد نمی­شود. یعنی پیش بینی رشد سودهای آینده بر مدیریت سود موثر است. همچنین، ملاحظه می­شود که وارد کردن متغیر مستقل پیش بینی رشد سودهای آینده در گام های بعدی باعث افزایش احتمال عدم رد فرضیه­ی  می­شود. دلیل این موضوع این است که در هر گام، به ترتیب متغیرهای مستقل ساختار مالکیت و اندازه­ی شرکت حذف می­شوند.

  قابل ذکر است همان طور که پیش بینی شد بین مدیریت سود و پیش بینی رشد سودهای آینده، رابطه­ی مستقیم برقرار است، یعنی انتظار می­رود با افزایش نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری سهام شرکت، احتمال انجام مدیریت سود افزایش یابد.

50305 0 مدل نهایی تحقیق

  معادله­ی اصلی رگرسیون مورد استفاده در این تحقیق، رگرسیون لجستیک است و برای این منظور از روش رو به عقب و روش رو به جلو استفاده شد که هر دو روش دارای نتایج یکسان بودند. در هر دو روش متغیرهای مستقل پیش بینی رشد سودهای آینده و متغیر مستقل عملکرد شرکت وارد مدل نهایی تحقیق شدند. در واقع، این دو متغیر مستقل بر مدیریت سود موثر هستند، لذا وارد مدل نهایی می­شوند. از سوی دیگر، متغیرهای مستقل اندازه­ی شرکت و ساختار مالکیت آن به دلیل عدم تاثیر یا تاثیر کم بر مدیریت سود، وارد مدل نهایی نمی­شوند. براین اساس، مدل نهایی به شرح زیر است:

                             

اطلاعات مربوط به مدل مزبور نیز در جدول شماره­ی (12) ارایه شده است.

 

جدول شماره­ی (12) اطلاعات مدل نهایی

متغیرهای نهایی

آماره­ی والد

EXW

S.E

P-Value

عملکرد شرکت

669/17

469/6

9/644

539/1

000/

پیش بینی رشد سود

109/9

505/

657/1

/167

003/

ضریب ثابت

413/9

605/1-

201/

523/

002/

 

6 . نتیجه گیری

 601 0 فرضیه­ی اندازه­ی شرکت

   شواهد به دست آمده از آزمون این فرضیه، بیانگر این موضوع است که بین مدیریت سود و     اندازه­ی شرکت ارتباط معناداری وجود ندارد. نتیجه­ی مزبور برخلاف پیش بینی وجود رابطه­ی مستقیم بین مدیریت سود و اندازه­ی شرکت است. یافته های این تحقیق با تحقیقات موزز(1987)، بیتی و دیگران(2002)، فرانکل و دیگران(2022) و ماتسوموتو(2002) مطابقت ندارد. آنان در تحقیقات خود به این نتیجه رسیدند که بین مدیریت سود و اندازه­ی شرکت ارتباط معنادار و مثبت، وجود دارد.

602 0 فرضیه­ی پیش بینی رشد سودهای آینده

  شواهد به دست آمده از آزمون این فرضیه، بیانگر این موضوع است که بین مدیریت سود و پیش بینی رشد سودهای آینده­ی شرکت ارتباط معنادار و مثبت وجود دارد. طی زمانی که رشد مداوم سود چنین شرکت هایی متوقف می­شود، ارزش سهام این شرکت ها سقوط می­کند. این موضوع، برای شرکت هایی که از رشد مداوم در سود برخوردار هستند، انگیزه­ی بیشتر برای اجرای مدیریت سود و تعدیل سودهای گزارش شده به وجود می­آورد.

  یافته های این تحقیق همسو با یافته های دی آنجلو و دیگران(1996)، کی(2001)، اسکینر و دیگران(2002)، فرانکل و دیگران(2002) و بارتون و سیمکو(2002) است. نتایج تحقیق آنان نیز نشان دهنده­ی ارتباط مثبت بین مدیریت سود و پیش بینی رشد سودهای آینده­ی شرکت است.

603 0 فرضیه­ی عملکرد شرکت 

    شواهد به دست آمده از آزمون این فرضیه، بیانگر این موضوع است که بین مدیریت سود و عملکرد شرکت ارتباط معنادار و مثبت وجود دارد. این نتیجه منطقی به نظر می­رسد زیرا، مدیران برای افزایش فروش و در نتیجه سود هر سهم نسبت به سال قبل، تلاش می­کنند.

  یافته های این تحقیق همسو با یافته های مک نیکولز(2000)، آباربانل و لیهاوی(2001)، اسکینر و دیگران(2002)، بیتی و دیگران(2002) و بارتون و سیمکو(2002) است. نتایج تحقیق آنان نیز نشان دهنده­ی ارتباط مثبت بین مدیریت سود و عملکرد شرکت است.

604 0 فرضیه­ی ساختار مالکیت

     شواهد بدست آمده از آزمون این فرضیه، بیانگر این موضوع است که بین مدیریت سود و ساختار مالکیت شرکت ارتباط معناداری وجود ندارد. یافته های این تحقیق با تحقیقات برگستاهلر و دیچو(1997)، داروق و دیگران(1998)، بوشی(2001)، فرانکل و دیگران(2002) و ماتسوموتو(2002) مطابقت ندارد. آنان در تحقیقات خود به این نتیجه رسیدند که بین مدیریت سود و ساختار مالکیت ارتباط معناداری وجود دارد.

 

7 . کاربردهای نتایج تحقیق

نتایج این تحقیق می­تواند برای اشخاص حقیقی یا حقوقی زیر، قابل استفاده باشد:

1- سرمایه گذاران

     سرمایه گذاران هنگام استفاده از صورت های مالی برای تصمیم گیری در رابطه با سرمایه گذاری در سهام شرکت ها یا فروش سهام باید به پدیده­ی مدیریت سود توجه نمایند. اتکا به سود هر سهم، بدون در نظر گرفتن اثرات احتمالی مدیریت سود می­تواند دارای نتایج نامطلوبی باشد. شناخت پدیده­ی مدیریت سود توسط سرمایه گذاران می­تواند به درک بهتر مفهوم سود حسابداری، شناخت ویژگیها و محدودیت های آن، کمک نماید.

2- جامعه­ی حسابداران رسمی

      نتایج تحقیق حاضر به این دلیل مهم است که به موضوع افشا در گزارشگری مالی، مربوط    می­شود. به لحاظ نظری، محتمل است که استفاده­ی وسیع از پدیده­ی مدیریت سود، زمینه ساز افشاهای گمراه کننده برای گزارشگری مالی باشد. به جامعه­ی حسابداران رسمی که بخش قابل ملاحظه­یی از شرکت های بورسی را حسابرسی می­کنند، توصیه می­شود در تدوین برنامه­ی حسابرسی و اجرای روش های حسابرسی، به گونه­یی مناسب به احتمال انجام مدیریت سود توسط شرکت های مورد حسابرسی توجه نمایند.

3- سازمان حسابرسی

     به دلیل اینکه امکان به کارگیری اقلام تعهدی سود حسابداری برای انجام مدیریت سود توسط مدیر، وجود دارد، لذا این سازمان به عنوان تدوین کننده­ی استانداردهای حسابداری و حسابرسی باید به این انگیزه­ی مدیران، هنگام تدوین استاندارد توجه نماید. همچنین، باید توجه داشت که برخی از استانداردها نسبت به استانداردهای دیگر، به دلیل نیاز به اعمال قضاوت بیشتر در مورد آنها و امکان برداشت های متفاوت از آنها، دارای زمینه­ی بهتری برای انجام مدیریت سود هستند. بنابراین، سازمان حسابرسی باید محدوده­ی هر استاندارد را تا حد ممکن، مشخص کند تا به این طریق بتواند آزادی عمل مدیران را کاهش دهد. البته باید توجه داشت که محدود کردن بیش از حد استانداردها ممکن است باعث کاهش سودمندی گزارشگری مالی شود. لذا وظیفه­ی این سازمان، آن است که بین آزادی عمل مدیران و احتمال انجام مدیریت سود تعادل برقرار کند.

   از سوی دیگر، به دلیل وابستگی بیشتر مالکان حقوقی شرکت های بورسی(مانند بانک ها) به دولت، دولت نقش مالک، حسابرس و تصمیم گیرنده­ی اصلی شرکت های مورد تحقیق را ایفا    می­کند. این موضوع می­تواند موجب کاهش شفافیت اطلاعات مالی شود. بنابراین، یکی از راه حل های کاهش احتمال انجام مدیریت سود، کم کردن درصد مالکیت دولت در شرکت های مورد تحقیق است. یکی از نتایج مثبت این راه حل، این است که موجب افزایش استقلال حسابرس و آزادی عمل او می شود و این موضوع، افزایش قابلیت اتکای اطلاعات مالی و کاهش احتمال انجام مدیریت سود را در پی دارد.

4- سازمان بورس اوراق بهادار تهران

      این سازمان باید نظارت کافی بر گزارشگری مالی   شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، اعمال کند. نتایج این تحقیق می­تواند به این سازمان برای متمرکز کردن نظارت بر شرکت هایی که احتمال مدیریت سود برای آنها بیشتر است، کمک کند. همچنین، این سازمان  می­تواند برای افزایش شفافیت گزارشگری مالی، زمینه­ی حضور تحلیلگران مالی و بازار گردان ها را هر چه بیشتر فراهم آورد.

 

8 . محدودیت های تحقیق

    محقق باید یافته های تحقیق را هر چه صادقانه تر و شفاف تر گزارش کند. اگر محققان، محدودیت های پژوهش را بیان کنند، بسیاری از برداشت های نادرستی که به دلیل عدم ارایه­ی محدودیت های تحقیق است، انجام نمی شود.

     روش شناسی این تحقیق، مبتنی بر روش شناسی برگستاهلر و دیچو (1997) و دیجورج و دیگران(1999) است. عیب این روش شناسی، این است که نیاز به نمونه­ی زیاد برای افزایش روایی دارد. در این تحقیق نیز اطلاعات مورد نیاز برای تمام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران فراهم نبود. محدودیت های دیگر این تحقیق به شرح زیر هستند:

1- در تحقیق حاضر، مدیریت سود با استفاده از مدل خصوصیت آماری توزیع سودها اندازه گیری شده است و از به کار گیری مدل های دیگر مدیریت سود، صرف نظر شده است.

2- موضوع اصلی در مدیریت سود، تعیین میزان قضاوت و آزادی عمل مدیریت است و این که در صورت وجود آن، آیا اعمال قضاوت به صورت آگاهانه و با هدف انجام مدیریت سود صورت گرفته است؟ همین موضوع، موجب ذهنی شدن آزمون مدیریت سود می­شود.

3- هیچ یک از مدل های طراحی شده برای انجام آزمون های مدیریت سود، تا کنون به نتایج رضایت بخشی منتهی نشده است و به سئوال های اساسی مانند انگیزه­ی مدیر از انجام مدیریت سود، پاسخ کاملی داده نشده است.

 

9 . پیشنهاد برای تحقیقات آینده

  در جریان پیشرفت هر پژوهش جنبه های جدیدی مطرح می شود که یا بر محقق پوشیده ماندند یا به دلیل محدودیت هایی، امکان بررسی همه آنها وجود ندارد. موضوعات زیر نیز از این قاعده مستثنی نیستند. پیشنهاد می­شود صاحب نظران و محققان حسابداری و مدیریت مالی در تحقیقات آینده­ی خود رابطه ی پارامتر های زیر را با مدیریت سود بررسی کنند:

1- تأثیر استانداردهای حسابداری بر مدیریت سود.

2- رابطه­ی نوع گزارش و کیفیت حسابرسی با مدیریت سود.

3- تأثیر مدیریت سود بر کیفیت پیش بینی سود.

4- تأثیر ترازنامه بر کاهش انجام مدیریت سود.

5- رابطه­ی فروش دارایی ثابت و تغییر در سیاست ها و خط مشی اعطای اعتبار با مدیریت سود.

6- تأثیر عمر شرکت و نوع صنعت بر مدیریت سود.

7- رابطه­ی پاداش های مبتنی بر سود حسابداری با مدیریت سود.

8- رابطه­ی انتخاب روش های حسابداری شرکت ها با مدیریت سود.

 

 

 

 

 

 

 

منابع فارسی

1- گجراتی، دامودار. (1988). مبانی اقتصاد سنجی. جلد دوم. برگرداننده: حمید ابریشمی. انتشارات دانشگاه تهران.

منابع انگليسي

1.Abarbanell. J., and R. Lehavy. 1999. Can stock recommendations predict earnings management and analysts’ earnings forecast errors? Working paper, University of North Carolina.

2. Archibald, T. R. 1972. Stock market reaction to the depreciation switch- back. The Accounting Review 47 (January): 22-30.

3.Ball, R., and P. Brown. 1968. An empirical evaluation of accounting    income numbers. Journal of  Accounting Research 6 (Autumn): 103-126.                                 

4.Barth, M., J. Elliott, and M. Finn. 1999. Market rewards associated with patterns of increasing earnings. Journal of Accounting Research 37 (Autumn): 387-413.                                         

5.Barton, J. J., and P. J. Simko. 2002. The balance sheet as an earnings management constraint. The Accounting Review (Supplement): 1-27.

6.Beatty, A., B. Ke, and K. Petroni. 2002. Earnings management to avoid earnings declines across publicly and privately held banks . The    Accounting Review 77 (July): 547-570.

7.Beaver, W. H. 1968. The information content of annual earnings announcements. Journal of Accounting Research (Supplement): 67-92.

8Becker, C. L., M. L. DeFond, J. Jiambalvo, and K. R. Subramanyam. 1998. The effect of audit quality on earnings management. Contemporary Accounting Research 15 (Spring): 1-24.

9.Beidleman, C. R. 1973. Income smoothing. The Accounting Review (October): 653-667.

10.Beneish, M. D. 1997. Detecting GAAP violation: implications for assessing earnings management among firms with extreme financial performance. Journal of Accounting and Public Policy 16 (Fall): 271-309.

11.Bowen, R., L. DuCharme, and D. Shores. 1995. Stakeholders' implicit claims and accounting method choice. Journal of Accounting and Economics 20 (December): 255-296.

12.Burgstahler, D., and I. Dichev. 1997. Earnings management to avoid earnings increases and losses. Journal of Accounting and Economics 24 (1): 99-126.

13.Bushee, B. 1998. The influence of institutional investors on myopic R&D investment behavior. The Accounting Review 73 (3): 305-333.

14.Coppens, L., and  P.Erik 2005. An analysis of earnings management by european private firms. Journal of International Accounting, Auditing and Taxation 14: 1-17.

15.Darrough, N. M., H. Pourjalali, and S. Ond Saudogaran. 1998. Earnings management in Japanese companies. The International Journal of Accounting 33: 313-334.

16.DeAngelo, H., L. DeAngelo, and D. J. Skinner. 1994. Accounting choice in troubled companies. Journal of Accounting and Economics 17 (January): 113-143.

17.Dechow, P. M., and D. J. Skinner. 2000. Earnings management: Reconciling the views of accounting academics, practitioners, and regulators. Accounting Horizons 14 (June): 235-250.

18.Dechow, P. M., And I. D. Dichev. 2002. The quality of accruals and earnings: The role of accrual estimation errors.  The Acccounting Review (Supplement): 35-59.                                                                                    

19.Dechow, P. M., R. G. Sloan, and A. P. Sweeney. 1995. Detecting earnings management. The Accounting Review 70 (April): 193–225.

20.Dechow, P. M., R. G. Sloan, and A. P. Sweeney. 1996. Causes and consequences of earnings manipulations. Contemporary Accounting Research 13 (Spring): 1-35.

21.Dechow. P. 1994. Accounting earnings and cash flows as measures of firm performance: The role of accounting accruals. Journal of Accounting and Economics 18 (July): 3-42.

22.DeFond, M. L., and J. Jiambalvo. 1994. Debt covenant violation and manipulation of accruals. Journal of Accounting and Economics 17 (January): 1-32.

23.Degeorge, K, J. Patel, and R. Zeckhauser. 1999. Earnings management to exceed thresholds. Journal of Business 72 (1): 1-33.

24.Fama E., and  M. C. Jensen. 1983. Separation of ownership and control. Journal of Law and Economics (26): 301-325.

25.Feroz, E.H., K. Park; and V.S. Pastena. 1991. The financial and market effects of the SEC's accounting and auditing enforcement releases. Journal of Accounting Research 29 (Supplement): 107-148.

26.Fields, T., T. Lys, and L. Vincent. 2001. Empirical research on accounting choice. Journal of Accounting and Economics 31 (1-3): 255-307.

27.Frankel, R. M., M. F. Johnson, and K. K. Nelson. 2002. The relation between auditor’s fees for nonaudit services and earnings management.    The Accounting Review (Supplement): 71-106.

28.Guay, W.A., Kothari, S.P. and R. L. Watts. 1996. A market-based evaluation of discretionary-accrual models. Journal of Accounting Research 34 (supplement): 83-105.

29.Hayn, C. 1995. The information content of losses. Journal of Accounting and Economics 20: 125-53.

30.Healy, P. 1985. The effect of bonus schemes on accounting decisions. Journal of Accounting and Economics 7: 85-107.

31.Healy, P. M., and J. M. Wahlen. 1999. A review of the earnings management literature and its implications for standard setting. Accounting Horizons 13 (December): 365-383.

32.Hunt, A., S. Moyer, and T. Shevlin. 1996. Managing interacting accounting measures to meet multiple objectives: A study of LIFO firms. Journal of Accounting and Economics 21 (3): 339-374.

33.Jensen, M.  C. and W. H. Meckling. 1976. Theory of the firm: Managerial behavior, agency costs and ownership structure. Journal of financial Economics 3: 305-360.

34.Jones, J. 1991. Earnings management during import relief investigations. Journal of Accounting Research 29 (Autumn): 193–228.

35.Kahneman, D., and A. Tversky. 1979. Prospect theory: An analysis of decision under risk. Economelrica 47: 263-291.

36.Kasznik, R. 1999. On the association between voluntary disclosure and earnings management. Journal of  Accounting Research 37 (1): 57-81.

37.Kim, O., and R. E. Verrecchia. 1994. Market liquidity and volume around earnings announcements. Journal of accounting and economics 17: 41-67.

38.Kinney, Jr. R., and R. W. Libby. 2002. Discussion of  the relation between auditor’s fees for nonaudit services and earnings management. The Accounting Review (Supplement): 107-114.

39.Matsumoto, D. A. 2002. Management’s incentives to avoid negative    earnings surprises. The Accounting Review 77 (July): 483–514.

40.Mayer-Sommer, A. P. 1979. Understanding and acceptance of the efficient market hypothesis and its accounting implications. The Accounting Review (January): 88-106.

41.McNichols, M. 2000. Research design issues in earnings management studies. Journal of Accounting and Public Policy 19 (4-5): 313-345.

42.McNichols, M., and G. P.Wilson. 1988. Evidence of earning management from the provision of bad debts. Journal of Accounting research 26      (supplement): 1-31.

43.Nelson, M. W., J. A. Elliott, and R. L. Tarpley. 2002. Evidence from auditors about managers’ and auditors earnings management decisions. The Accounting Review (Supplement): 175-202.

44.Petroni, k. 1992. optimistic reporting in the property- casualty insurance industry. Journal of Accounting and Economics 15 (december): 485-509.

45.Schipper, K. 1989. Commentary on earnings management. Accounting Horizons 3 (4): 91–102.

46.Scott, W. 1997. Financial Accounting Theory. Prentice- Hall .

47.Skinner, D. J. and R. G Sloan. 2002. Earnings surprises, growth expectations and stock returns or don't let a torpedo stock sink your portfolio. Review of Accounting Studies 7: 289-312.

48.Sloan, R. G. 1996. Do stock prices fully reflect information in accruals and cash flows about future earnings? The Accounting Review 71 (July): 289-315.

49.Stein, J. 1989. Efficient capital markets , inefficient firms. Quarterly Journal of Economics: 655-669.

50.Watts, R., and J. Zimmerman. 1986. Positive accounting theory. Engiewood Cliffs, NJ: Prentice-Hall.

51. Xie. H. 2001. The mispricing of abnormal accruals. The Accounting Review 76: 357-373.


Factors affecting Management Earnings among Companies Listed in Tehran Stock Exchange

Abstract

This paper investigates factors affecting management earnings among companies listed in TSE. This study is based on a semi-experimental analysis on data collected from statistical indices using logistic regression model, correlation coefficient, χ-square and comparison of means. Findings of this study indicate that factors such as changes in firm’s evaluation, growth forecasts of future earnings have positive relation with management earnings. The results have not shown any relationship between management earnings and factors such as firm size and ownership structure.

Classification JEL: C32, C01, C13, C12

Key words: Management earnings, firm size, ownership structure, firm’s evaluation, forecasts of future earnings.

 



1و2-  دانشیار گروه حسابداری دانشگاه شهید چمران اهواز (مکاتبه کننده)     Mdastgir@hotmail.com   -  Sajadi@scu.ac.ir

3- استاد یار گروه اقتصاد دانشگاه شهید چمران اهواز                                                                                                       

4- کارشناس ارشد حسابداری

 

+ نوشته شده توسط رسول صالحی در شنبه شانزدهم بهمن 1389 و ساعت 12:47 |